فريد الدين العطار النيسابوري
283
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى )
چون شديم آگه كه ما افتادهايم * وز چنان رويى جدا افتادهايم ز آتشِ حسرت دلِ ناشادِ ما * آتشِ دوزخ ببرد از يادِ ما . » هر كجا كاين آتش آيد كارگر * ز آتشِ دوزخ كجا ماند خبر هر كه را شد در رهش حسرت پديد * كم تواند كرد از غيرت پديد حسرت و آه و جراحت بايدت * در جراحت ، ذوق و راحت بايدت گر درين منزل تو مجروح آمدى * محرِم خلوتگهِ روح آمدى گر تو مجروحى دم از عالم مزن * داغ مىنِه بر جراحت دم مزن . الحكاية و التمثيل از نبى درخواست مردى پر نياز * تا گزارد بر مصلّايى نماز خواجه دستورى نداد او را در آن * گفت « ريگ و خاكِ گرم است اين زمان روى نِه بر خاكِ گرم و خاكِ كوى * زان كه هر مجروح را داغ است روى چون تو مىبينى جراحت روح را * داغ نيكوتر بود مجروح را . » تا نيارى داغِ دل اين جايگاه * كى توان كردن به سوىِ تو نگاه داغِ دل آور كه در ميدانِ درد * اهلِ دل از داغ بشناسند مرد .